Wednesday, 17 November 2010

مقررات جديد مهاجرت به استراليا

اداره مهاجرت استرالیا در روز 11 نوامبر 2010 اعلام کرد سیستم امتیاز دهی برای ویزای اقامت دائم استرالیا از نیمه دوم سال تغییر خواهد کرد و تغییرات زیر را بدین شرح اعلام کرده است . ضمنا حداقل امتیاز را 65 برای ویزای اقامت دائم در نظر خواهند گرفت

سن
از 18 تا 24 سال 25 امتیاز
از 25 تا 32 سال 30 امتیاز
از 33 تا 39 سال 25 امتیاز
از 40 تا 44 سال 15 امتیاز
از 45 تا 49 سال 0 امتیاز
از 01 جولای 2011 افراد 45 تا 49 ساله هم می توانند برای اقامت استرالیا اقدام کنند البته به شرطی که بقیه شرایط را داشته باشند اما در هر حال خبر خوبی هست چون از سال 1999 تا کنون این قانون وجود نداشته است

IELTSنمره
نمره هر مهارت 6.0 امتیاز 0 دارد
نمره هر مهات 7.0 امتیاز 10 دارد
نمره هر مهارت 8.0 امتیاز 20 دارد
از 01 جولای 2011 اداره مهاجرت آیلتس کمتر از 6.0 را در هیچ موردی نمی پذیرد

سابقه کاری در استرالیا
از 1 سال سابقه کار مرتبط در 2 سال گذشته 5 امتیاز
از 3 سال سابقه کار مرتبط در 5 سال گذشته 10 امتیاز
از 5 سال سابقه کار مرتبط در 7 سال گذشته 15 امتیاز

سابقه کاری در خارج از استرالیا
از 3 سال سابقه کار مرتبط در 5 سال گذشته 5 امتیاز
از 5 سال سابقه کار مرتبط در7 سال گذشته 10 امتیاز
از 8 سال سابقه کار مرتبط در 10سال گذشته 15 امتیاز
در سابقه کار جدید در قسمت اول 3 سال از 5 سال شده است در حال 3 سال از 4 سال است که در این صورت فاصله بیکار بودن فرد می تواند بیشتر باشد

مدارک تحصیلی
مدارک از دانشگاه ها و مراکز مورد قبول استرالیا 10 امتیاز
مدارک سطح سرتيفيكيت سه از استرالیا 10 امتیاز
مدرك ديپلما از استرالیا 10 امتیاز مدرک لیسانس به همراه ماستر يا هاونر 15 امتیاز
مدرک پي اچ دي 20 امتياز

تحصیل در استرالیا
از 2 سال تحصیل تمام وقت در استرالیا 5 امتیاز
نمره زبان دیگر
زبان فارسی 5 امتیاز

امتیاز همسر
همسر 5 امتیاز - به شرطها و شروطها

سال کاری در استرالیا
کسانی که بعد از فارغ التحصیلی در استرالیا سابقه کار دارند 5 امتیاز

اسپانسر ایالتی
گرفتن اسپانسر از ایالت های استرالیا 5 امتیاز

اسپانسر فامیلی
اسپانسر فامیلی در استرالیا 10 امتیاز

تحصیل در مناطق کم جمعیت استرالیا
تحصیل در مناطق کم جمعیت استرالیا 5 امتیاز

Thursday, 11 November 2010

زائر راه نوین

هر چند ابریشم- نگارِ اصفهان و بلخ و چین هستم
در بارگاهِ بیدلی های تو سرگشته ترین هستم

با روح بودا در سماعی یا سرانگشت ِ سلیمانی ؟
این سان که من دیوانه ای همواره ات زیر نگین هستم

از جام جادوی هزار و یک قبیله آتشی آور
در جستجوی جذبه ای دور از شبان ِ نقطه چین هستم

آتش بزن ! آتش بزن ! آتش بزن ! در سینۀ صحرا
در رقصِ گندم زارهایت ، حسرتِ نانِ جُوین هستم

گاهی که از منظومه ها افشانی و از کوه ها جوشان
در پای هر آتشفشان ِ نیم خفته، در کمین هستم

باشد که توفان ِ تو از من بادبان سازد در اقیانوس
در ساحل ِ سوزانِ هلمند آخرین چادر نشین هستم

زان دم که طورِ معرفت از سند جوشید و طلسم از نیل
از سایۀ اهرام ِ اعظم ، زائرِ راه نوین هستم

هو هو بزن در هشت ضلع ِ این مُقرنَس ها و گنبد ها
در سنگچین ِ خویشتن تنها صدایی بی طنین هستم

هر شب که بارانِ شهود از گیسوان ِ گَنگ می بارد
سوسوی فانوسی در آتش بازی ِماه و زمین هستم

گم کردی و گم کردم افلاک و زمین، ده رُبع مَسکون را
تا چشم در چشم تو دارم ، مرکز دنیا و دین هستم

پرسان کن از اقصای اطلس دستم ، از افلاک بالم را
در موج خیز ماه و پروین هر قدَرِ شور آفرین هستم

کشمیر تا شیراز- روشن کن بهشتی از پَرِ طاووس
تا بنگری - از سنبله تا ثور- کبکی خوشه چین هستم

دیگر نه در دهلی بجوی و غزنه ، نه بلخ و بخارایم
بربند چشمان و بپرس از مردمانت! ؛ من همین هستم

دستی فراز مشعل خورشید و دستی آبی ِ دریا ؛
تا چند با رقص ِ بهشت و دوزخ این گونه قرین هستم ؟
خوش می خروشد این قطارِ مست ، سوی آخرین قلّه
جان می کَنم با واژه هایت، گرچه تنها سرنشین هستم


سروده ای از شاعر معاصر افغان استاد محمدتقی اکبری (سراج) - مهر (میزان) 1388
تقدیم به مقام ابوالمعانی عبدالقادر بیدل و پارسی سرایان هند، ایران و افغانستان
http://kabulsongs.blogfa.com/ به نقل از وبلاگ شاعر

Thursday, 4 November 2010

در حکایت یارانه


غم مخور دوران بی پولی به پایان می رسد
دارد این یارانه ها استان به استان می رسد

مبلغش هر چند فعلاً قابل برداشت نیست
موسم برداشت حتماً تا زمستان می رسد

در حساب بانکی ات عمری اگر پولی نبود
بعد از این یک پول یامفتی فراوان می رسد

چند سالی مایه داران حال می کردند و حال
نوبت حالیدن یارانه داران می رسد

شهر، کلاً شور و حال دیگری بگرفته است
بانگ بوق و سوت و کف از هر خیابان می رسد

آن یکی با ساز، رنگ گلپری جون می زند
این یکی با دنبکش، بابا کرم خوان می رسد

عمه صغرا پشت گوشی قهقهه سر داده است
شوهرش هم با کباب و نان و ریحان می رسد

مش رجب، آن گوشه هی یک‌ریز بشکن می زند
خاله طوبا هم کمر جنبان و رقصان می رسد

تا که بابام این خبر را در جراید خواند گفت:
خب خدا را شکر پول کفش و تنبان می رسد

مادرم هم خنده‌ی جانانه ای فرمود و گفت:
پول شال و عینک و یک جفت دندان می رسد

بی بی از آن سو کمی تا قسمتی فریاد زد:
خرج استخر و سونام، ای جانمی جان می رسد

خان عمو با کیسه و زنبیل و ساکش رفته بانک
تا بگیرد آنچه را فعلاً به ایشان می رسد

اصغری در پای منقل، بود سرگرم حساب
تا ببیند پول چندین لول، الآن می رسد

خاله آزیتا که یادش رفته فرمی پر کند
طفکی از دور با چشمان گریان می رسد
ارسالی از لیلا

Thursday, 14 October 2010

سخنان حکیمانه

دو چيز را هميشه فراموش كن. خوبي كه به كسي مي كني و بدي كه كسي به تو مي كند

هميشه به ياد داشته باش. در مجلسي وارد شدي زبانت را نگه دار . در سفره اي نشستي شكمت را نگه دار . در خانه اي وارد شدي چشمانت را نگه دار . در نماز ايستادي دلت را نگه دار

دنيا دو روز است: يك روز با تو و يك روز عليه تو. روزي كه با توست مغرور مشو و روزي كه عليه توست مايوس نشو. چرا كه هر دو پايان پذيرند

به چشمانت بياموز كه هر كسي ارزش نگاه ندارد. به دستانت بياموز كه هر گلي ارزش چيدن ندارد. به دلت بياموز كه هر عشقي ارزش پرورش ندارد

دو چيز را از هم جدا كن: عشق و هوس. چون اولي مقدس است و دومي شيطاني، اولي تو را به پاكي مي برد و دومي به پليدي

در دنيا فقط سه نفر هستند كه بدون هيچ چشمداشت و منتي و فقط به خاطر خودت خواسته هايت را بر طرف ميكنند، پدر و مادرت و نفر سومي كه خودت پيدايش ميكني، مواظب باش كه از دستش ندهي و بدان كه تو هم براي او نفر سوم خواهي بود

چشم و زبان ، دو سلاح بزرگ در نزد تواند، چگونه از آنها استفاده ميكني؟ مانند تيري زهرآلود يا آفتابي جهانتاب، زندگي گير يا زندگي بخش

بدان كه قلبت كوچك است پس نميتواني تقسيمش كني، هرگاه خواستي آنرا ببخشي با تمام وجودت ببخش كه كوچكيش جبران شود

هيچگاه عشق را با محبت، دلسوزي، ترحم و دوست داشتن يكي ندان، همه اينها اجزاء كوچكتر عشق هستند نه خود عشق

هميشه با خدا درد دل كن نه با خلق خدا و فقط به او توكل كن، آنگاه مي بيني كه چگونه قبل از اينكه خودت دست به كار شوي ، كارها به خوبي پيش مي روند

از خدا خواستن عزت است، اگر برآورده شود رحمت است و اگر نشود حكمت است. از خلق خدا خواستن خفت است، اگر برآورده شود منت است اگر نشود ذلت است. پس هر چه مي خواهي از خدا بخواه و در نظر داشته باش كه براي او غير ممكن وجود ندارد و تمام غير ممكن ها فقط براي شماست

Thursday, 30 September 2010

امتداد جــــــــــــغرافیای دروغ

از «مدیریت مشترک جهان» تا افشاندن بذرهای اختلاف در خانه ها

چکیده : احمدی نژاد در زمان حضور در نیویورک پیشنهاد کرد 2011 سال "مدیریت مشترک جهان" نامگذاری شود. در این فکرم کسی که در مدیریت داخلی سمبل تکروی، تفرقه، بی اعتنایی به خرد جمعی و حاکمیت قانون و افشاندن بذر اختلافات نه در سطح جامعه که در درون چاردیواری خانه هاست و ماحصل 5 سال مدیریت روابط خارجی از دست دادن همه دوستان و متحد کردن همه کشورهای جهان علیه ایران است چگونه از مدیریت مشترک جهان سخن می گوید

کلمه- جاوید قربان اوغلی: آقای احمدی نژاد برای ششمین سال متوالی در اجلاس سالانه سازمان ملل متحد حضور یافت تا بار دیگر به جنجالی ترین چهره مهمترین نشست بین المللی تبدیل گردد. او از سال ۱۳۸۴ که ریاست دولت را در دست گرفته تا کنون بدون هیچ وقفه ای در اجلاسهای سالانه مجمع عمومی حضور یافته است. حضوری که هرسال جنجالی تر از سال قبل بود و ظاهرا او و اتاق فکر ش در مقر پاستور اصرار بر این دارند که حواشی حضور او آنچنان بر متن و اهداف اصلی سفر غلبه نماید که همه تحقیر های ناشی از سخنرانی برای صندلی های خالی سالن، مصاحبه های کسل کننده با خبرنگاران و ملاقات و عکس یادگاری با افراد درجه سه و چهار حاضر در نیویورک تحت الشعاع چهره جنجالی ای و تبدیل شدن به سوژه اصلی رسانه های بین المللی و البته رسانه ملی قرار گیرد

علاوه بر حضور ششگانه در اجلاسهای سازمان ملل، آقای احمدی نژاد با حضور در سه اجلاس بین المللی برگزارشده از سوی سازمانهای وابسته به سازمان ملل شامل اجلاس جهانی غذا (فائو) در ایتالیا (سال ۱۳۸۷) کنفرانس مبارزه با نژاد پرستی موسوم به دربان ۲ در ژنو(۱۳۸۸) و کنفرانس بازنگری پیمان عدم اشاعه هسته ای در نیویورک ( سال ۱۳۸۹) رکوردی –احتمالا غیر قابل تکرار– از حضور یک دولتمرد جمهوری اسلامی ایران در اجلاسهای سازمان ملل طی۳۱ سال گذشته را به نام خود ثبت کرده است .رکوردی که احتمالا تا سالیان متمادی همچنان در اختیار خود خواهد داشت

طی ۲۶ سال( از اول انقلاب تا پایان دوره ۸ ساله آقای خاتمی) شهید محمد علی رجایی(نخست وزیر) و سه رییس جمهور (آقایان خامنه ای – رفسنجانی و خاتمی ) ۵ بار در مجمع عمومی سازمان ملل شرکت کرده اند در حالیکه آقای احمدی نژاد طی ۵ سال ریاست خود بر دولت به تنهایی ۶ بار میهمان این نشستها بوده و چنانچه ذکر شد سه بار نیز در نشستهای گوناگون برگزار شده از سوی سازمان ملل حضور یافته که یکبار ازاین سه نیز (اجلاس مبارزه با نژاد پرستی) با حضور وزرای خارجه اکثریت کشورهای عضو سازمان ملل در نیویورک برگزار شد و آقای احمدی نژاد تنها رییس کشور حاضر در این اجلاس بود

حضور روسای جمهور( و شهید رجایی نخست وزیر) در این اجلاس بصورتی کاملا گزینشی و هدفمند و در مقاطعی حساس صورت گرفته که بالضروره مسائل و مشکلات کشور با نظام جهانی را مطرح و طرحها و ایده هایی را برای برون رفت از آن ارائه نموده اند

محمد علی رجایی اولین مسول عالیرتبه پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود که در زمان ریاست بنی صدر در سال ۱۳۵۹ در مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخن گفت. هدف از این حضور در اولین سالهای پس ازسرنگونی رژیم سلطنتی و روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی کاملا مشخص بود کمااینکه نطق افشاگرانه رجایی در بیان گوشه هایی از مظالم مظام استبدادی و تبیین اهداف ملت ایران در سرنگون کردن حکومت خودکامه محمد رضا پهلوی را به نمایش گذاشت تا جو سلطه رسانه ای غرب در سیاه نمایی شرایط ایران پس از انقلاب را در افکار عمومی جهان بشکند

آیت الله خامنه ای در سال ۱۳۶۶ و در بحبوبه جنگ تجاوزکارانه رژیم عراق و حمایت قدرتهای مسلط جهان از رژیم صدام به نیویورک رفت تا فریاد مظلومیت و عدالت خواهی یک ملت و انقلاب برزگ اسلامی را در بزرگترین همایش جهانی به نمایش بگذارد

آقای هاشمی رفسنجانی طی ۸ سال ریاست خود بر دولت در هیچیک از اجلاسهای سازمان ملل شرگت نکرد و همه ساله علی اکبر ولایتی وزیر خارجه –وقت- را به نیویورک اعزام کرد تا از منافع کشور دفاع نماید

آقای خاتمی در سال ۱۳۷۸ با اولین حضور خود در نیویورک ایده”گفتگوی بین تمدنها” را پیشنهاد کرد تا خود به چهره ای ماندگار در سیاست جهان و ابتکارش به عنوان گفتمان غالب دهه گذشته تبدیل گردد. سازمان ملل متحد در اقدامی که برای همیشه موجب فخر ملت بزرگ ایران خواهد بود سال ۲۰۰۱ را به عنوان سال گفتگوی بین تمدنها نام گذاشت تا بدین ترتیب ملت بزرگ ایران منادی صلح در جهان باشد. دو سال بعد در سال ۱۳۸۰ باردیگر در سازمان ملل حضور یافت تا پس از حادثه ۱۱ سپتامبر از ایده خود به عنوان راهی برای برقراری صلح در جهان در مقابل جنگ افروزی قدرتهای جنگ افروز مسلط دفاع نماید

وجه مشترک حضور این افراد در اجلاس نیویورک حفظ شئونات کشوری بزرگ و ملتی سرفراز و با سابقه ای درخشان در تاریخ و تمدن بشری بود. از نظر شخصیتی نیز وزانت، وقار، متانت رجایی، خامنه ای و خاتمی نمایشی از عظمت، اقتدار و ادب ملت بزرگی بود که لاجرم همه را به تکریم و احترام آنان وادار می کرد. اما اکنون ششمین سال متوالی است که “احمدی نژاد”بیش از آنکه در این مجمع بزرگ جهانی ملت بزرگی را نمایندگی کند، ایران و رییس جمهور جنجالی آن به سوژه ای تبلیغاتی تبدیل شده است تا کشوری تاریخ ساز و تاثیر گذار بر تاریخ وتمدن چهره ای خشن، جنگ طلب در منظر و مرآی جهانی قرار داده شود و اهداف بزرگ این ملت که حرفهای فراوانی برای گفتن و ایده های بزرگی برای ارائه به جهان دارد در هیاهوی حضور بی هدف اما جنجالی احمدی ن‍ژاد در مجامع بین المللی در محاق رفته و به جای عشق و محبت و انسانیت شخم نفرت و کینه و عداوت در دلهای مردم جهان نسبت به ایران،ملت و انقلاب بزرگش می کارد

احمدی نژاد در زمان حضور در نیویورک پیشنهاد کرد ۲۰۱۱ سال “مدیریت مشترک جهان” نامگذاری شود. در این فکرم کسی که در مدیریت داخلی سمبل تکروی، تفرقه، بی اعتنایی به خرد جمعی و حاکمیت قانون و افشاندن بذر اختلافات نه در سطح جامعه که در درون چاردیواری خانه هاست و ماحصل ۵ سال مدیریت روابط خارجی از دست دادن همه دوستان و متحد کردن همه کشورهای جهان علیه ایران است چگونه از مدیریت مشترک جهان سخن می گوید. علاء الدین بروجردی رییس کمسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس که از حامیان و همفکران ایشان است چندی قبل گفت “محبوبیت ایران در اندونزی قبل از انتخابات ۸۰ در صد بود که بعد از انتخابات به ۲۷ درصد کاهش یافته است(خبر آنلاین ۱۱ تیر ۱۳۸۹). این تنها نمونه ای از دهها شاهکار مدیریتی کشور است که ۵ سال است آقای احمدی نژاد زمام امور اجرایی و مدیریت روابط خارجی آن را در دست گرفته و بی اعتنا به همه نهادهای قانونی فعال مایشاء در همه کارهاست

شش سال متوالی است که احمدی نژاد به نمایندگی از ملت ایران به سازمان ملل متحد می رود تا حرفهایی را تکرار کند که حتی برای مردم کوچه و بازار که زیر فشار هزینه های زندگی کمرشان خم شده نیز تکراری و ملال آور شده است، چه آنان نیز بخوبی می دانند که اگر نه همه ولی بخش مهمی از این همه مشکلات زندگی روز مره آنان ناشی از سیاستهای غلط و توهمات رییس دولت در مناسبات خارجی است که امروز حتی کشوری مانند ترکیه و لبنان نیز به تبعیت از قطعنامه های شورای امنیت به جمع تحریم کنندگان کشورمان می پیوندند و روسیه که حتی همه یا بخشی از پول موشکهای اس ۳۰۰ را نیز پیشاپیش از جیب ملت ایران دریافت کرده اعلام می کند که”بدلیل تحریم های بین المللی روسیه موشکها را به ایران تحویل نخواهد داد”

در سخنرانی های آقای احمدی نژاد در مجمع عمومی طی دو –سه سال اخیر هیاتهای فراوانی در اعتراض به لحن و ادبیات رییس جمهور ایران سالن اجلاس را ترک کردند که صندلیهای خالی سالن اجلاس نمایانگر وضعیت ما در صحنه بین المللی است. در حالی که حتی در بحبوحه جنگ تحمیلی و زمانی که صدام فریاد دروغین صلح طلبی سر داده و ایران متهم به ادامه جنگ بود رییس جمهور وقت کشور(آیت الله خامنه ای) در مجمع عمومی سازمان ملل شرکت کرد، با صلابت از حقوق ایران دفاع کرد و حرفهایی به مراتبط انقلابی تر از سخنان احمدی ن‍ژاد را در سخنرانی خود به گوش عالمیان فریاد کرد ولی نمایندگان همه کشورها در سرجاهای خود نشستند و آن سخنرانی را تا انتها گوش کردند

آقای خاتمی در جلسه افتتاحیه مجمع عمومی سازمان ملل(۱۳۷۸) که بیل کلینتون نیز در آن سخنرانی می‌کرد،شرکت نکرد اما همتای آمریکایی آقای خاتمی در زمان سخنرانی رئیس جمهوری ایران در مجمع عمومی سازمان ملل حاضر بود، پس از سخنرانی آقای خاتمی هم تلاش‌هایی از سوی هیات آمریکایی برای دیدار دو رئیس‌جمهوری ایران و آمریکا انجام شد که با امتناع هیات ایرانی به نتیجه نرسید

و از طرف دیگر، آقای احمدی نژاد در همین سفر اخیر خود در مصاحبه با یک خبرنگار که در باره روابط ایران و امریکا سوال کرده می گوید: این من بودم که از اوباما برای گفت‌وگو دعوت کردم حتی برای وی نامه نوشتم و پاسخی دریافت نکردم و حتی اعلام آمادگی کردم که حتی برای صحبت با وی در حضور دیگران در سازمان ملل اعلام آمادگی کردم و در آخرین اقدام نیز سارا شورد آزاد شد اما پاسخ چندانی دریافت نشد

بر اساس آموزه های دینی ما “دروغ” گناهی بزرگ و سرچشمه همه گناهان و پلشتیهاست و اگر از یک فرد عادی قابل اغماض باشد برای یک دولتمرد”ذنب لا یغفر” است. اگر چنین است چرا باید رییس یک کشور در مقابل دیدگان حیرت زده میلیونها انسان که از حکم سنگسار یک زن خاطی در ایران آگاهند و بعد از مصاحبه آقای احمدی نژاد نیز در رسانه های مجازی متن حکم را دیدند این حکم را نفی علی الاطلاق کرده و بکلی منکر آن گردد و بگوید”هرگز به سنگسار محکوم نشده و…من که نماینده حکومت ایران هستم از آنچه شما می گویید اطلاعی ندارم” و بدینسان باعث مضحکه خود و کشور گردد. آنهمه دروغ و آمارهای کذب در داخل کافی نیست؟ تا جغرافیای دروغ تا نیویورک هم امتداد یابد. اگر در همان سال ۱۳۸۴ که ایشان آن ادعای مضحک “هاله نور” ی که او را در بر گرفته بود و حضار برای شنیدن سخنرانی اش پلک نمی زدند را مطرح کرد با آن برخورد قاطع می شد امروز شاهد ریشخند دنیا در باره تکذیب قاطع حکم شرعی سنگسار آن زن از زبان رییس دولت نبودیم

بطور اصولی زیاد سخن گفتن زیبنده سیاستمداران نیست و بفرموده مولای متقیان تا سخن در دهان است بنده انسان است و آنگاه که بر زبان جاری شد انسان بنده آن است. آقای احمدی نژاد زیاد سخن می گوید. در یک هفته حضورش در نیویورک تنها دو برنامه رسمی داشت، نشست هزاره سازمان ملل و سخنرانی در مجمع عمومی. بقیه حواشی بود که بر متن غلبه کرد. کافی است نگاهی به سایت رسمی ایشان نگاهی بیندازید. مصاحبه های متعدد با رسانه هایی که در حالت عادی و در تبلیغات رسانه ملی و کیهانی بلندگوهای صهیونیستی هستند. عکس یادگاری با کسانی که اگر سید محمد خاتمی و یا حتی وزیر خارجه خودش با آنان می گرفت کفن پوشان در اعتراض به این اقدام ضد اسلامی، خیابانهای تهران و دیگر کلان شهر ها را به تسخیر خود در می آوردند و حکم خلع لباس صادر می کردند. آیا این است وقت ارزشمند بالاترین مقام اجرایی کشور؟

فکر می کنم که زمان آن فرارسیده که عقلای کشور فکری به حال عزت و اعتبار کشور کرده و تا عظمت یک ملت و انقلابی بزرگ بیش از این قربانی خودخواهی ،فزون طلبی و خود بزرگ بینی یک فرد،یک گروه( اگر نگوییم باند) نشده ،در مقابل او ایستاده و مملکت را از سقوط در قعر چاهی که به سرعت در آن فرو می رود نجات دهند

نکند مثل ما مصداق شعر آن شاعر بلند آوازه گردد که سرود

مگر از کومه بر آید دودی
گیرد و آتش ژرفی گردد
ور نه چشمم نخورد آب زمن یا من ها
کابمان سرد،نانمان گرم
حرفمان اما از آتش و خون است مدام


By Javid Ghorban-Oghli as published in Kalame Website
Javid Ghorban-Oghli is Iran’s former ambassador to South Africa.

بهترين دين

مکالمه‌اى بين لئوناردو باف و دالايى‌لاما
لئوناردو باف يک پژوهشگر دينى معروف در برزيل است. متن زير، نوشته اوست
در ميزگردى که درباره «دين و آزادى» برپا شده بود و دالايى‌لاما هم در آن حضور داشت، من با کنجکاوى، و البته کمى بدجنسى، از او پرسيدم: عالى جناب، بهترين دين کدام است؟
خودم فکر کردم که او لابد خواهد گفت: «بودايى» يا «اديان شرقى که خيلى قديمى‌تر از مسيحيت هستند.» دالايى‌لاما کمى درنگ کرد، لبخندى زد و به چشمان من خيره شد ... و آنگاه گفت
بهترين دين، آن است که شما را به خداوند نزديک‌تر سازد. دينى که از شما آدم بهترى بسازد
من که از چنين پاسخ خردمندانه‌اى شرمنده شده بودم، پرسيدم: آنچه مرا انسان بهترى مى‌سازد چيست؟ او پاسخ داد
هر چيز که شما را دل‌رحم‌تر، فهميده‌تر، مستقل‌تر، بى‌طرف‌تر، بامحبت‌تر، انسان دوست‌تر، با مسئوليت‌تر و اخلاقى‌تر سازد
دينى که اين کار را براى شما بکند، بهترين دين است. من لحظه‌اى ساکت ماندم و به حرف‌هاى خردمندانة او انديشيدم. به نظر من پيامى که در پشت حرف‌هاى او قرار دارد چنين است
دوست من! اين که تو به چه دينى اعتقاد دارى و يا اين که اصلاً به هيچ دينى اعتقاد ندارى، براى من اهميت ندارد. آنچه براى من اهميت دارد، رفتار تو در خانه، در خانواده، در محل کار، در جامعه و در کلّ جهان است. به ياد داشته باش، عالم هستى بازتاب اعمال و افکار ماست. قانون عمل و عکس‌العمل فقط منحصر به فيزيک نيست. در روابط انسانى هم صادق است. اگر خوبى کنى، خوبى مى‌بينى و اگر بدى کنى، بدى. هميشه چيزهايى را به دست خواهى آورد که براى ديگران نيز همان‌ها را آرزو کنى. شاد بودن، هدف نيست. يک انتخاب است
هيچ دينى بالاتر از حقيقت وجود ندارد

Sunday, 26 September 2010

حکمت خداوند

درد من تنهايي نيست. بلكه مرگ ملتي است كه گدايي را قناعت، بي‏عرضگي را صبر، و با تبسمي بر لب، اين حماقت را حكمت خداوند مي‏نامند

گاندي